تبلیغات
شهرشب - داستان دنباله دار : نو عروس
شهرشب

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

آمار وبلاگ

shahre-shab
Admin Logo
shahre-shab3
shahre-shab3
themebox

سلام...بالاخره بعد مدتها دوباره نوشتن ر شروع کردم...

قسمت اول

زری خانوم زن نمونه فامیل بود...از دست پخت بگیر تا نظم و ترتیب  و خونه داری...کلا همه چی تموم بود... خوب چیزی هم بود!( البته به چشم خواهری!! - توضیحِ نگارنده!)

هر روز صبح ساعت 6 بیدار میشد، میرفت چند تا نون میخرید، بچه هاشو شوهرش آقا مظفر رو با کشیدن دست نوازش به سرشون بیدار میکردو بعد صبحونشونو میداد و راهیشون میکرد (البته اینم بگم این روش بیدار کردن فقط مال همین قصه هاست ! و الا ننه ما که مثلا میخواست دیگه خیلی مهربونانه ما رو بیدار کنه با لگد میزد زیر گلومون!!!)

و بعدش به کارهای خونه میرسید.. گلها ر آب میداد، اتاق بچه هاشو مرتب میکرد... حیاط رو آب و جارو میکرد و ناهار رو آماده میکرد تا اهل خونه سر برسن...بعد از ظهرها هم که بعد از شستن ظرفا و 1 چُرت کوچولو، اول آقا مظفر رو دوباره راهی میکرد به سر کارش و بعدشم به بچه هاش توی درسا کمک میکرد و در آخر هم درست کردن شام و باقی موارد ( ینی تابلوئه زندگیشون فتوشاپه هاااا !)

اینم بگم که زری خانوم اینا توی 1 شهر کوچیک زندگی میکردن...ازون شهرا که سر و ته شهر رو با 1 کورس تاکسی میشه رفت !...ازونا که خیابوناش باریکه و 2 طرفش درخت داره ... ازونا که زن های اهل محل غروب که میشه میشینن دم در خونه غیبت میکنن ؛ از رنگ روسری شمسی خانوم بگیر تا نتیجه مذاکرات 1+5  اونم با حالتی که چارقد گلدار به کمرشون بستن و سبزی پاک میکنن و گاهی هم باقلا !!!...

زندگی به همین منوال ادامه داشت تا اینکه 1 روز تلفن خونه زری خانوم اینا زنگ خورد. زری خانوم که داشت به گلدونا آب میداد آبپاش رو 1 گوشه گذاشت و رفت گوشی رو برداشت و گفت  الو....

اینکه بقیه ماجرا چی میشه ر توی قسمت بعد براتون میگم....

 

 



نوشته شده توسط :داریوش
یکشنبه 26 بهمن 1393-09:49 ب.ظ











کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک
فاتولز - جدیدترین ابزار رایگان وبمستر